سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
طهور
جمعه 88 بهمن 23

زورکی نخند عزیزم، میدونم اومدی بازی
نمیخوام این آخرین بازی زندگیم ببازی
خودتو راحت کن و فکر کن که جبران گذشته است
از منم میگذره اما، به دلت چاره نسازی
اومدی بشکنی بشکن، از من ساده چی مونده
قبل تو هر کی بوده تمام تار و پود سوزونده
تو هم از یکی دیگه سوختی میخای تلافی باشه
بیا تو و این دلو باقی احساسی که مونده

 

دل ما اونقده پاره است، موندنش مرگ دوباره است
آسمون سینهء ما خیلی وقته بی ستاره است
همینی که باقی مونده واسه دلخوشی، تو بشکن
تکیه تیکه هامو بردن،آخریشم تو بکن
نمی خوام بگذره عمری، خسته شی واسه فریبم
یقه ات رو نمی گیره هیچ کس آخه من اینجا غریبم
بزن و برو عزیزم مثل هر کس که زد و برد
طفلی این دل که همیشه به گناه دیگرون مرد

 

نفرتت رو از غریبه سر یک قریب خراب کن
خنده کوتاه من رو بیا گریه کن، عذاب کن
مهمم نیست که چه جرمی یا گناهی این سزاشه
باقی دلم یه مشت خاک، همینم میخام نباشه
عقده های یک شکست رو خالی کن سر دل من
دیگه متروک مونده وسرد خاک پیر ساحل من
از نگاهات خوب میفهمم که تو فکرت یه فریبه
بازی بسه پاشو بشکن، من غریبو تو غریبه

 

دل ما اونقده پاره است، موندنش مرگ دوباره است
آسمون سینهء ما خیلی وقته بی ستاره است
همینی که باقی مونده واسه دلخوشی، تو بشکن
تکیه تیکه هامو بردن، آخریشم تو بکن
نمی خوام بگذره عمری، خسته شی واسه فریبم
یقه ات رو نمی گیره هیچ کس آخه من اینجا غریبم
بزن و برو عزیزم مثل هر کس که زد و برد
طفلی این دل که همیشه به گناه دیگرون مرد


پی نوشت: خنده زورکی با صدای رضا صادقی