سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
طهور
پنج شنبه 87 فروردین 15

پاسخ مرحله سوم: نقطه مرکزی/ قلب امام

 

چشمانتان را ببندید و لحظاتی از فضای بیرون به فضای درون خود متمرکز شوید، نه تصویری، نه صدایی، نه لمس و احساسی و نه خواطر گذشته، چه می یابید؟!

فضایی تاریک وتنگ تر از قبر که فقط احساسی از خود و بودن در آن وجود دارد!!

اغلب اکثر مردم از این فضای تاریک وحشت دارند و فرار می کنند، تحمل تنهایی و سکوت ندارند و دائم با بیرون از خود ارتباط برقرار می کنند و به عبارت دیگر بیرون از خود زندگی می کنند؛ در حالی که آنچه در حرکت به سوی ابدیت و تا ابد به همراه خواهند داشت تنها فضای درونشان است، یعنی افکاری که دارند، احساس ها و روحیه هایی که دارند، تنها اینها هستند که زندگی ابدی آنها را رقم می زند. فضای تاریک درون باید روشن شود، روشن!

به نظر شما وقتی امام چشمانش را می بندد و به درون خود نظر می کند چه می یابد؟ برای رسیدن به پاسخ چاره ای نداریم جز سراپا گوش بودن به توصیفات خودشان:

پیامبر اکرم (ص) در روایت معراجیه به نقل از خداوند فرمود:

((چشم و گوش و قلب او را باز می کنم تا با قلبش صدای مرا بشنود و با قلبش هیبت و عظمت مرا احساس کند،... ادراکات درونی او را نافذ و شفاف می کنم و هیچ چیزی از عوالم ماوراء را از او مخفی نمی کنم.))

حضرت صادق(ع) در کیفیت ارتباط خدا با بندگان خالص خود می فرماید:

((خداوند احساس عظمتش، وجودش و قدرتش را در دل بندگان خالصش ایجاد می کند.))

آری، امامت مقامی اعتباری و تشریفاتی نیست؛ امام، ادراک و احساسی فراتر از دیگر مدم نسبت به هستی و خداوند دارد. احساس حضور بی انتهای خداوند، شاخصه امامت است به طوری که امام بعدی از تغییر و تحولی که در ادراک و احساسش نسبت به خداوند پدید می آید، رسیدن به مقام امامت را می فهمد. روایت زیر را ببیند:

حضرت جواد(ع) در حالی که در مدینه بودند و پدرشان حضرت رضا(ع) در طوس فرمودند: ((الان پدرم از دنیا رفت)) اطرافیان سوال کردند یابن رسول الله از کجا فهمیدید؟! حضرت فرمودند:((ادراک و احساسی از هیبت و عظمت خداوند در من ایجاد شد که قبلا نبود. پس دانستم مقام امامت به من منتقل شده و پدرم از دنیا رفته است.))

امام به هرچه می نگرد لحظه خلقت آن چیز و کیفیت خلقتش، تمام زوایای وجود آن، مراحل زندگانیش و لحظه و کیفیت بازگشتش به سوی خدا را می یابد. قلب امام مرکز ادراک و احساس عظمت و وجود بی انتهای خداوند است. مرکز توحید است. او هستی و زندگی تمام موجودات را نه فقط در لایه مادی بلکه در تمام لایه های وجودی تا ملکوت بی انتهای الهی، در وجود خود می یابد، شفاف و عمیق، نه مبهم و اجمالی. ما انتظار چنین امامی را میکشیم. به نظر شما چگونه با او همرا ه شویم؟ در مرحله بعد ببینید!

پاسخ در یک جمله: امام زمان، علم. اراده و حضور بی انتهای خداوند را در قلب خود لمس می کند.



یکشنبه 86 اسفند 5

مرحله سوم: تعیین نقطه مرکزی

 

عنوان بحث: قلب امام

هدف بحث: دستیابی به روح مهدویت

نقطه شروع بحث:

شخصیت هر انسانی، بر اساس افکاری که در ذهن او میگذرد و احساس هایی که در درون او ظهور می کنند و رفتارهایی که از خود بروز می دهد، شکل می گیرد و با تغییر آن ها می تواند تغییر شکل بدهد و از یک نوع شخصیتی به نوع دیگر متحول شود.

انگیزه های فرد، مرکز شخصیت اوست. ما تنها هنگامی می گوییم:((من او را خوب می شناسم)) که از درون فرد مورد نظر اطلاع داشته باشیم، بالخصوص از انگیزه های او در بوز احساس ها و رفتارها.

بر این اساس، گفتار زیر را توضیح دهید:

((هر که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، پس از مرگ، به کفار قبل از اسلام ملحق خواهد شد که بر اساس خیالات و تمایلات خود زندگی می کردند و در نادانی و گمراهی بودند.))

 

توضیح (منظور از شناخت امام):

شناخت نسبت به اهداف، فعالیتها، ادراکهایی که از این عالم و ما دارند...... شناخت به اینکه چرا این وظیفه به عهده حضرت گذاشته شده است. او کیست؟

 

سوال:

به نظر شما، در قلب امام چه می گذرد؟

در قلب ایشون چه می گذرد؟...... آرامش، صبر، اراده، توکل، امید... انگیزه های لازم برای هدایت و ادای وظیفه ای که به عهده دارند..... همهء اعمال و رفتارهاشون با شناخت و هدفمند است. الان تقریبا هیچ تصوری از آنچه از قلب ایشون میگذره ندارم.... چون آنچه را که باید درک کنم تا به شناخت لازم نسبت به قلب و اهداف ایشون برسم، هنوز کسب نکرده ام.