سفارش تبلیغ
صبا
طهور
دوشنبه 87 مهر 8

همه دنیا بخواد و تو بگی نه، دنیا نخواد و تو بگی آره تمومه

همینکه اول و آخر تو هستی، به محتاج تو محتاجی حرومه

تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم

من که بی خورشید چشمات، مثل ماه سوت وکورم

نمی خوام وقتی تو هستی، آدم آدمکا شم

چرا عادتم تو باشی، می خوام عاشق تو باشم

تازه فهمیدم بجز تو، حرف هیچکی خوندنی نیست

آدما میان و میرن، هیچکی جز تو موندنی نیست

منو از خودم رها کن، تا دوباره جون بگیرم

خسته ام از این عقل خسته، من میخوام جنون بگیرم

 

تو این رمضون خیلی شنیده ها شنیدم، خیلی ندونسته ها دونستم... اما در میون این همه گفته ها و نگفته ها هیچی به اندازه ترانه ای که با صدای خواجه امیری پخش میشه به دلم ننشسته... انگار تمام بغض های منو تو خودش جا داده.....

تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم .... فریادم رو میشنوی؟ چقدر تو به من نزدیکی و چه من بیخیال از تو دورم... تو چه آسون منو درک میکنی.... همه تپش های نفس منو میبینی... ولی من هیچ نمیبینم.... آخه کورم کوره کور... این دنیا چطور تجلی توه وقتی اینقدر نابینام که فقط تا نوک بینی ام رو می بینم.... چطور طعم شیرین حضورت رو بچشم وقتی تمام وجودم تا حلق پر از زهر شده... چطور این مجنون افسار گسیخته رو رام کنم وقتی هر روز به دنبال لیلای نو میگرده..... بابا من دیگه از این بیابون گردی خسته شدم... یک کلام... مجنون هزار لیلی به چه دردم میخوره وقتی لیلا ها همشون مجنون تو اند...... اینقدر ناچیزم که عقلم قد نمیده نشونه هات رو درک کنم... آخه این نصفه و نیمه به چه درده میخوره ..... الهی...... میگن پیمان بستم باهات.... پس یادم بیار عهدمونو.... کمکم کن.... و منو تو این تنهاییام یاور باش. آمین